![]() |
![]() |
|
| به نام او که وجودم زوجودش بوجود آمد.من دختری از پایان فصل سرما هستم..... |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 17:1 توسط sara |
|
|
کاش کودک بودم
تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم -------------------------
به خاطر تو آسمان را نقاشي مي كنم
اين همه خوبي به تو مهر مي ورزم.
تو سپاس گذار مي شوم.
را نقاشي كنم.
تو راضي به مرگ باشم. ------------
شب سردی است ، ومن افسرده . راه دوری است ، وپائی خسته . تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم ، تنها ،ازجاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت ، غمی افزود مرابر غم ها. فکرتاریکی واین ویرانی بی خبر آمد تابادل من قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ،سحر نزدیک است. هردم این بانگ برآرم از دل: وای ،این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است . دیگران را هم غم هست به دل، غم من ،لیک،غمی ترسناک است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:51 توسط sara |
|
|
سكوت سرشار از
سخنان ناگفته است از |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:16 توسط sara |
|
|
-من صبورم اما...
بي دليل از قفس کهنه ي شب ميترسم
بي دليل از همه تيرگي تلخ غروب و
چراغي که تو را از شب متروک دلم دور کند ميترسم
من صبورم اما....
آن که دانست زبان بست...
وان که ميگفت ندانست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:0 توسط sara |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:41 توسط sara |
|
|
پــيداست هــنوز شقايق نــشدي زنـداني زنـدان دقــايق نــشدي وقتي کـه مرا از دل خــود مي راني يعني که تو هيچوقت عاشق نشدی ---------------
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:40 توسط sara |
|
|
بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟
گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد --------------
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:35 توسط sara |
|
|
در اين شب مهتابي كه مي دانم دلتنگ عطر باراني اشكهايم را تقديم قلب درياييت مي كنم اما نه . . . مي دانم دوست نداري اشکي از چشمانم جاري شود پس با صدايي که از اعماق وجودم بيرون مي آيد فرياد مي زنم از صميم قلبي كه به راهت باختم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:33 توسط sara |
|
|
سوابق گذشته من از زندگی در کره خاکي نشان ميدهد که من يک موجود زبان نفهمِ خودسرٍ بی مغز هستم که تا سرم به سنگ نخورد آدم نميشوم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 21:33 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
واین منم
زنی تنها درآستانه ی فصلی سرد خورشید برتباهی اجساد ما قصاوت کرد من سردم است من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد ..... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...... ------------------------------------------------------- زاده ی زمستانم..... زاده ی ناله ی برف هایش........ زاده ی نفس های غمگینش... زاده ی اشک های گاه و بیگاهش........ آری........... دختر زمستانم........ و همنفس آه های سرد و کلافه اش! دختر اسفندم.......... و همسفر غروب های سرد و خاموشش .... اندوه خزان تنها خاطره ایست از تنهایی هایم......... با بودنتان غربت را با من بیگانه کنید.......... |
| پیوندهای روزانه |
|
نمایش آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شهریار عزیز ساراجون(صلیب بر دوش) موزیک های باحال داداش جهان اینم وبلاگ داداش سیاوش خوشکله تولدت مبارک اینم وبلاگ داداش کامران سایکو آدرس چت روم روزی .... tabire khab خودشه |
|
RSS
|