![]() |
![]() |
|
| به نام او که وجودم زوجودش بوجود آمد.من دختری از پایان فصل سرما هستم..... |
|
---- ...روزي که دلم پيش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردي که مرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کفشان مرا جفت نمودي که برو...............بوديم و کس پاس نميداشت باشد که نباشيم بدانند که بوديم..................اخه بی قبله عشق نماز عاشق جی میشه؟ اخر غصه چشات سهم چشای کی میشه؟............... هزار بار قسم خوردم كه ديگه اسم تو را بر زبان نيارم ولى افسوس كه اسم تو قسمم بوده...! -- دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:57 توسط sara |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 1:5 توسط sara |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:56 توسط sara |
|
دوستانت همه بی مایه و پیمان شکنند ناز کم کن که اساتید تو شاگرد منند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:7 توسط sara |
|
|
قصه آدم ، قصه یک دل است و یک نردبان
قصه بالا رفتن، قصه پله پله تا قصه آدم قصه هزار راه است و یک نشانی قصه جست و جو ، قصه از هر کجا تا او قصه پیله است و پروانه قصه تنیدن است و پاره کردن قصه به درآمدن ، قصه پرواز... من اما هنوز اول قصه ام قصه همان دلی که روی اولین پله مانده است دلی که از بلندی واهمه دارد، از افتادن پایین پای نردبانت چقدر دل افتاده است دست دلم را میگیری ؟؟؟ مواظبی که نیفتد؟ من هنوز اول قصه ام،قصه هزارو یک نشانی نشانی ات را گم کرده ام باد وزرید و نشانیت را برد نشانی ات را دوباره به من میدهی ؟ با یک چراغ و یک ستاره قطبی؟ من هنوز اول قصه ام، قصه پیله و پروانه کسی پیله بافتن یادم نداده است به من می گویی پیله ام را چطوری ببافم؟ پروانگی ام را یادم میدهی؟ دو بال ناتمام و یک آسمان من هنوز اول قصه ام قصه ی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:3 توسط sara |
|
|
شناختنت بی گناه ترین گناهم بود یافتنت نیازم خواستنت بهانه دلم ای عزیز با هر بهانه ای نمی شود اشک ریخت ولی نبودنت بهتر ین بها نه ایست برای گریستن --------- یکی بود ، یکی نبود، زیر گنبد کبود
شکایت از دلم دارم ، متهم به عاشقی !دلی که پرکشید ورفت ، اما هنوز تو عاشقی؟ !!!این دل زندونیه من مجرم بند اوله !!!چی بگم؟از کجا بگم؟فقط شکایت و گله یکی بود ، یکی نبود،زیر گنبد کبود ...هیچ کسی همدم دل تنها و بی کسم نبود سفرت درد کمی نیست ، واسه ی دلم میدونی !!!راستی باورم نمیشه تو میری و نمیمونی
ریشه بستی تووو تمومه لحظه های بیقراری دلت از سنگه که میخوای دلمو تنها بذاری توو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم کی جای من بود توو چشات ، هیچوقت اینو نفهمیدم نذار که بین من و تو ، هرچی بوده خاطره شه
تو بری و من بمونم ، قصه ی ما تموم بشه یه عهدی بود میونمون ، اما حالا یه خاطره ست
از تو فقط مونده برام یه خاطره همین و بس خودت نگفتی که میری ، اما نگات رفتنی بود
هرچی گفتم که نرو ، بهونه هات تکراری بود هرجا میرم یاده چشمات ، توو قاب چشمایه منه صدات میاد اما خودت ، نیستی...دلم پر از غمه تو دیگه دلت اینجا نیست، یادت ولی پیش منه
تو نیستی و ، شب گریه هات کار منه نذار که دیوونه بشم، نذار از عشقت بسوزم بارون چشمام میباره از دوری تو هنوزم اگه صدامو میشنوی بدون یکی دوست داره
یکی که چشماش ابریه، نیستی و بارون میباره اگه صدامو میشنوی، بدون یکی منتظره
یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره یکی بود ، یکی نبود،زیر گنبد کبود
...هیچ کسی همدم دل تنها و بی کسم نبود...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:40 توسط sara |
|
|
تکیه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:37 توسط sara |
|
دارم می سوزم
کمک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:24 توسط sara |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 16:25 توسط sara |
|
|
هر کس بد ما به خلق گوید ما سینه از او نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوئیم تا هر دو دروغ گفته باشیم --------------------
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:51 توسط sara |
|
شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟قبل از هر چیزی، شما به طالع و بخت و اقبال چگونه نگاه می کنید؟ تا همین نزدیکی ها، هیچ گونه اعتقادی به طالع و تاثیر هستی بر سرنوشت شخص نبودم، ولی چند مدتی که این طالع بینی ها را خواندم و اونها را در مصداقهایی که در نظرم داشتم، لحاظ کردم، دیدم برخی نوشته های دقیقی هستند که بیراه نمی نویسند، لذا مصمم شدم که نکاتی که در مورد متولدین ماه های مختلف هست، بررسی و رعایت کنم، از این کار تا بحال ضرر ندیدم. امروز اومدم سر میل هام، دیدم مقاله ای رسیده برایم با تیتر "شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟" یک کم که گشتم دیدم قبلا در یک وبلاگ درج شده که اون هم از مجله نسل برتر نقل کرده ولی برای مجله فوق سایتی پیدا نکردم تا لینکش رو بگذارم. خلاصه بد نبود این موضوع متولدین ماه ها و ارتباطشان با رنگ و شخصیتشان. متولدین فروردین: سرخ متولدین اردیبهشت: صورتی متولدین خرداد: نقره ای متولدین تیر: خاکستری متولدین مرداد: طلایی متولدین شهریور: نارنجی متولدین مهر: آبی متولدین آبان: سفید متولدین آذر: بنفش متولدین دی: قهوه ای متولدین بهمن: زرد متولدین اسفند: سبز متن کامل در ادامه
متولدین فروردین: سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید. هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند. آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند. متولدین اردیبهشت: صورتی متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود. هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود. وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است. متولدین خرداد: نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا ! متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است. در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود. متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند. متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد. اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند . متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است. این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند. این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید. احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید! متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد. تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست. هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد. متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه٬ به سادگی می گوید: ((بله )) یا ((نه))! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند. درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید. متولدین آذر: بنفش
متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند. عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است. او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد. همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند ! متولدین دی: قهوه ای
رنگ قهوه ای٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد. او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود٬ دست به کار نمی زند. به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است . متولدین بهمن: زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست. متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند . متولدین اسفند: سبز رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذیر٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد. او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند. او همچنین در مقابل توهین ها٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید. البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد. ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 16:38 توسط sara |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 16:24 توسط sara |
|
|
يکی بود يکی نبود
زیر این طاق کبود یکی بود،یکی نبود
مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسیر یه قفس
شب و روزش بی نفس همهء آرزوهاش پر کشیدن بود و بس
تا یه روز یه شاپرک نگاشو گوشه ای دوخت
چشمش افتاد به قفس دل اون بد جوری سوخت
زود پرید روی درخت تو قفس سرک کشید
تو چشم مرغ اسیر غم دل تنگی رو دید
دیگه طاقت نیوورد ،رفت توی قفس نشست
تا که از حرفهای مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم
بریم تا اون بالاها سوار ابرا بشیم
یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد
بارون از چشمای مرغ روی گونش جاری شد
شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اون رو دید
با خودش یه عهدی بست،نفس سردی کشید
دیگه بعد از اون قفس،رنگ تنهایی نداشت
توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمیزاشت
تا یه روز یه باد سرد میونه قفس وزید
آسمون سرخابی شد سوز برف از راه رسید
شاپرک یخ زد و یخ
مرد و موندگار نشد
چشاشو رو هم گذاشت دیگه اون بیدار نشد
مرغ عشق شاپرکو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسموووووووووون تا که دق کردشو مرد...! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 16:21 توسط sara |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 17:30 توسط sara |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 17:28 توسط sara |
|
|
با من امشب چیزی از رفتن نگو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 21:23 توسط sara |
|
|
بهشت سرد نگاهت چقدر مبهم بود وگریه ات که خود دلیل محکم بود
بهشت سبزدلم بی تو ای سراپادرد تنور داغ عطش خانه جهنم بود شبی که خسته تر از سایه امدی دیدم رد حادثه در چهره ات مجسم بود واشکهایت.....
------------ در دادگاه عشق... قسمم قلبم بود وکیلم دلم حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند. و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهایی و مرگ. کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم. و من گفتم : به تو بگویند .................دوستت دارم
------------------- تلفن پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت : بيست و پنج سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....
--------------------------------- هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن.
---------------------- پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام. ---------------------- به او گفتم غمگین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و ارام ارام گریست.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 23:59 توسط sara |
|
|
فرياد من از داغ توست بيهوده خاموشم مکن حالا که يادت ميکنم ديگر فراموشم مکن همرنگ دريا کن مرا يکبار معنا کن مرا
------------------------------------------ مهرباني را وقتي ديدم که کودکي ميخواست آب شور دريا را با آبنبات کوچکش شيرين کند ------------------------------------------ ارزوي تو چيست ؟ گفتم : تحقق يافتن ارزوي تو...اما افسوس هرگز ندانستم ارزوي تو جدايي از من بود ---------------------------------- چه قدرسخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز جز سلام نتوني بهش بگي چه قدر سخته وقتي پشتـت بهشه دونه هاي اشك صورتت رو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي -------------------------- چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما همیشه منتظریم و کسی نمیاید ---------------------------------------- بودیم وکسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم --------------------------------------- کاش میدیدم چیست انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 23:46 توسط sara |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 17:41 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
واین منم
زنی تنها درآستانه ی فصلی سرد خورشید برتباهی اجساد ما قصاوت کرد من سردم است من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد ..... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...... ------------------------------------------------------- زاده ی زمستانم..... زاده ی ناله ی برف هایش........ زاده ی نفس های غمگینش... زاده ی اشک های گاه و بیگاهش........ آری........... دختر زمستانم........ و همنفس آه های سرد و کلافه اش! دختر اسفندم.......... و همسفر غروب های سرد و خاموشش .... اندوه خزان تنها خاطره ایست از تنهایی هایم......... با بودنتان غربت را با من بیگانه کنید.......... |
| پیوندهای روزانه |
|
نمایش آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شهریار عزیز ساراجون(صلیب بر دوش) موزیک های باحال داداش جهان اینم وبلاگ داداش سیاوش خوشکله تولدت مبارک اینم وبلاگ داداش کامران سایکو آدرس چت روم روزی .... tabire khab خودشه |
|
RSS
|