![]() |
![]() |
|
| به نام او که وجودم زوجودش بوجود آمد.من دختری از پایان فصل سرما هستم..... |
پنجره ها چيزي از جهان كم مي كنند
خوابيدن روز خوابيدن شب مي خواهم خيال كنم جهان به همان بزرگيست كه نديده ام نديدن سهم بيشتري از زندگي ست سهمي كه من آنرا هرچه بيشتر داشته ام كمتر ديده ام دستت را از توي دستم درآور مانع مي شوي مانع سيماني كه باران عجوزه اش كرده مانع دوشيزه اي كه باران تازه اش مانع پرتقال فروشي كه در ميان سفينه ها بوق اول پرواز مي زند و درختي كه هروقت برمي گردم مي گويد اينجا زمين نيست درخت است آنجا هم تويي و آن نااميدي كوچك كه گاز مي زني زنان عقب مانده اي كه از پيشرفت فاحشگي را فهميدند از زمان ، ساعت را واز پنجره تابلويي كه مفت مي خري ! مفت تمامت مي كند نه ! تو با وجود همهء شوهر نبودنت پنجره اي اما من چيزي نمي خرم نه مفت نه به قيمت نداشتني كه آدم را اميدوار مي كند مي خواهم بدوم دنبال چيزهايي كه دزديدنشان آنها را قشنگ مي كند چيزهايي كه چند هكتار از مراتع نديدن را مرئي ميكنند تا باورت شود همهء عمرت بيدار بوده اي و ادامه اين ماجرا ها را تو خواب ديده اي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 15:21 توسط sara |
|
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني بهم بگو .... قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم کن قول نمي دم که ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات بدوم اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري ازم نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم اما اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي بهت قول نمي دم که منتظرت مي مونم اما ازت مي خوام وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 15:19 توسط sara |
|
|
من،به قدر عالمه
غم های عالم،برای من کمه رنگ غروبه دل افسرده ام غرق سکوته وجود مرده ام وای از من و غم های من وای از دل تنهای من ای آسمان،ای آسمان ستاره ای در شام من نمانده دست،بلا آخر مرا در دامن دشت جنون نشانده من که محبت از کسی ندیده ام من که همه خون دل رنجیده ام چون مرغک غمگین و دور از آشیان سر در میان بال و پر کشیده ام دیگر نمی یابد مرا،روزی اگر بیاید با یاد او،از گور من گل های غم برآید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 0:6 توسط sara |
|
|
سلامی ۲ باره به همه ی دوستان از میل های زیباتون نهایت تشکر رو دارم و از اینکه برام دعا کردید .من غول کنکور رو شکستم و الان با افتخار بالای سر اون غول نشستم .برو بچ من کنکورو خوب دادم مرسی.واقعا مرسی.از همتون تشکر.باز میام و براتون مطلبای جدید می نویسم .همگی بوس و فعلا بای.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 23:8 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
واین منم
زنی تنها درآستانه ی فصلی سرد خورشید برتباهی اجساد ما قصاوت کرد من سردم است من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد ..... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...... ------------------------------------------------------- زاده ی زمستانم..... زاده ی ناله ی برف هایش........ زاده ی نفس های غمگینش... زاده ی اشک های گاه و بیگاهش........ آری........... دختر زمستانم........ و همنفس آه های سرد و کلافه اش! دختر اسفندم.......... و همسفر غروب های سرد و خاموشش .... اندوه خزان تنها خاطره ایست از تنهایی هایم......... با بودنتان غربت را با من بیگانه کنید.......... |
| پیوندهای روزانه |
|
نمایش آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شهریار عزیز ساراجون(صلیب بر دوش) موزیک های باحال داداش جهان اینم وبلاگ داداش سیاوش خوشکله تولدت مبارک اینم وبلاگ داداش کامران سایکو آدرس چت روم روزی .... tabire khab خودشه |
|
RSS
|